|
گروه تاتو t.A.T.u
|
"
كد لينك به ما :
عضویت در وبلاگ
موضوعات
عکس های گروه تاتو(photo)
اخبار گروه تاتو(news)
دانلود اهنگ,جشن,مصاحبه,خبر تصویری(download)
مصاحبه از تاتو
دانلود ملودی و تم از تاتو برای موبایل
بیوگرافی تاتو
نقدو بحث راجع به تاتو
عکسهای تاتو در مجلات
بازی از گروه تاتو
دانلود البوم های تاتوdownload
عکس از گروه تاتو برای ای دی
درباره فروش سی دی ها
ترجمه ومتن اشعار تاتو
آذر 1388
مهر 1388
تیر 1388
دی 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آذر 1383
عکسهای گروه تاتو در لس انجلس ( عکس های گروه تاتو(photo) )
عکسهاس دسکتاپ از تاتو ( عکس های گروه تاتو(photo) )
عکسهای زیر بدون لینک هستند لطفا در صورت کپی از وبلاگ منبعwww.yulia.blogfa.com را ذکر کنید
نوشته شده توسط بهزاد تاتو در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386
این هم عکسایی که شاید جاهای دیگه از هر کدوم یه نمونه دیده باشین ( عکس های گروه تاتو(photo) )
عکس یولیا و پرویز در مجله ( عکس های گروه تاتو(photo) )
تاتو در فیلم بازی میکند ( اخبار گروه تاتو(news) )
فیلمبرداری فیلم که بر اساس رمان الکسی میتروفانوف به نام
تاتو بازمیگردد هست از اواسط ماه می آغاز خواهد شد .
این داستان بر اساس حوادث واقعی است که برای دو جوان
طرفدار تاتو اتفاق می افتد . در عشق و جرم !
الکسی میتروفانوف : 2 طرفدار تاتو وجود دارد که میخواهند به مسکو
فرار کنند . آنها برای گرفتن پاسپورت می آیند و جنگ آغاز میشود .
آنها به طور تصادفی مادر یکیشان را میکشند و به زندان میروند .
آنها فقط درخواست میکنند که در طول حبس با هم باشند .
مصاحبه کننده : پس آنها الان در زندان هستند ؟
الکسی میتروفانوف : بله ، در زندان هستند .
لنا : خیلی واقع بینه ( منظور فیلم هست )
یولیا : اون خیلی به واقعیت نزدیکه !
لنا : ما از داستان های افسانه ای بیزاریم و از نگریستن به زندگی
از پشت عینک های صورتی !
یولیا : بله دقیقا همه چیزایی که ما میبینیم عشق و گل رز
هست . نه فقط در فیلم ها بلکه به عنوان قوانین و حقایق زندگی .
مانند عشق و گل رز حقایق هستند .
لنا : خواهر من خیلی دوست داره فیلم ببینه و هر زمان اون فقط
جیغ میزنه فقط میشینه و فریاد میزنه . این نمیتونه واقعیت باشه ،
این زندگی نیست . همچین چیزی در زندگی حقیقی اتفاق نمیفته !
الکسی : اونا خیلی خشن ترند خیلی مخصوص . اونا کمتر به مشکلات
جهانی اهمیت میدن . اونا فقط مشغول مشکلات خودشون هستن و
این نیروی آنهاست .
یولیا : و الان مانند این در زندگی جوانان اتفاق می افته . اگه مادری به
دخترش اجازه نده که با پسری بیرون بره اون میره سراغ دارو یا خودشو
از پنجره میندازه پایین . اگه اون کس دیگه ای رو نکشه پس این کارو
با خودش انجام میده ! این یه حقیقته چیزی که الان در زندگی جریان داره .
این طوریه که جوانان به زندگی نزدیک میشن .
لنا : مشکلات دائمی والدین و فرزندان
یولیا : البته ، البته ! خوب اونا مادرشون رو کشتن این جاییه که
احساساتشون اونا رو هدایت کرد . دیگران از پنجره میپرن پایین ،
مصرف دارو یا هر چیز دیگه ای خودکشی در ماشین . اونا فقط
خودشونو میکشن فقط برای این که مادرشون بهشون اجازه نداده
که با یه پسر ملاقات کنند . نمیتونم برم بیرون ؟ پس بای بای !
لنا : اما این به معنی خوب بودنش نیست
یولیا : اما این حقیقته ! چیز غیر طبیعی هم درش نیست .
اشکالی نداره . ما فکر میکنم این فیلم افتضاح آمیزی بشه !
فیلم از نوع ما ! ما منتظرش هستیم .
سازندگان فیلم های روسی با تفکرات صحیح میگن که ساخت
این فیلم با استیل تاتو زیاد موثق و صحیح نیست . اگه اونا فیلم
رو نسازند چی ؟
الکسی : از زمان ایده ساخت فیلم به عنوان محصول بین المللی
آمریکا هم به عنوان مرز مخصوص این پروژه مشمول شد . یک تیم
آمریکایی استخدام شد . افرادی که قوانین جهانی تجارت را
میدانستند ، کارگردان ، متصدی ، طراح رل بازیگران . زبان انگلیسی
هست . اما تعداد زیادی از بازیگران روسی هم حضور خواهند داشت .
جولیا : کارگردان فیلم رولند جاف در حال حاضر از مسکو بازدید کرده .
الان اون اینجاست . اون برای بار پنجمه که میاد اینجا 2-3 هفته
یک بار . اون درخواست کرد که به کلاب ببریمش ، خیابان های مرکزی ،
مهمونی ها .. اون میخوان ببینه زندگی در مسکو چه جوریه .
لنا : پس اون میتونه فیلم رو خیلی واقعی به نمایش بذاره .
یولیا : فیلم در آمریکا و مسکو فیلم برداری میشه . من و لنا هم به
کلاب ها سر میزنیم . رولند دید زندگی جوان ها چه جوریه ، چه جوری
مهمونی میدن .. اون فقط زندگی روسیه و مسکو رو دید .
مصاحبه گر : اون مخصوصا به چه چیزایی علاقه داشت و چی رو
دوست نداشت ؟
یولیا : به طور معمول فکر کنم ..اختیار مردم در کشور ما . آزادی و
اختیار در مهمانی ها .. عیاشی در کلاب های اینجا ، دختران و پسران
خیلی جوان در کلاب ها . منظورم اینه همچین چیزایی در آمریکا وجود
نداره . به افراد زیر 21 سال اجازه مصرف مشروب داده نمیشه و اینجا هر
دختر جوانی این کارو میکنه .. میدونید همه چیو وفق داده . من فکر میکنم
این چیزا اونو به تفکر زیاد وا داشتند .
طرح اصلی فیلم به افسانه تاتو پیوند داده شده . داستانی راجع به 2 دختر
که برای حق زندگی کردن می جنگند و شرایط مخصوص خودشان را
خلق میکنند .
یولیا : ما خودمون بازی میکنیم – گروه تاتو . نمایش ها ، اجراها ،
فیلم برداری ها ، گردش با طرفدارانمون ، زندگیمون ، تمرین ها .
لنا : این یک طرح زیبا به صورت زندگی نامه است .
الکسی : تاتو زمینه فیلم است .
یولیا : من یه آدمی هستم که دوست ندارم کاری رو از روی قصد قبلی
انجام بدم . منظورم اینه که من باید یه نفر باشم هم در زندگی و هم در
صحنه . من همیشه برای عمل کردن فرصت خواهم داشت زمانی که
بیشتر از 40 یا 50 سال داشته باشم . ممکنه بتونم نقش یه زن بالغ رو
ایفا کنم که در خانه نشسته و این چیزا . در حال حاضر من میخوام خودم
رو در فیلم ها نشون بدم . من میخوام در فیلم ها همونی باشم که در
زندگی شخصی ام هستم . پس مردم فکر نمیکنند که این یه اثر جعلی
و ساختگیه . ما باید خودمون بازی کنیم و به خاطر همینه که من نظر
لئوشا میتروفانوف رو دوست دارم که میگه ما خودمون بازی میکنیم .
هیچ چیز ساختگی وجود نداره .
کاراکترهای اصلی رمان الکسی میتروفانوف و فیلم آینده 2 دختر هستند
که فقط شیفته گروه تاتو نیستند بلکه عاشق یکدیگر هستند .
با این وجود تهیه کنندگان فیلم عقیده دارند که محدودیت سنی برای
دنبال کنندگان فیلم وجود نخواهد داشت .
نوشته شده توسط بهزاد تاتو در دوشنبه بیستم فروردین 1386
ترجمه چند تا از اشعار تاتو ( ترجمه ومتن اشعار تاتو )
|
ستارگان |
Stars |
| چطور شد که راهی به این دوری آمدیم |
How did we ever go this far |
| تو دستم را لمس کردی و ماشین را روشن کردی |
You touched my hand and start the car |
| و برای اولین بار در زندگی ام دارم گریه میکنم |
And for the first time in my life, I am crying |
| آیا در سرزمینی که به آن تعلق داریم هستیم |
Are we in space do we belong |
| جایی که کسی به تو اشتباهت را گوشزد نمی کند |
Some place where no-1 calls it wrong |
| و مثل ستارگانی که به تنهایی در سرزمینهای دور |
And like the stars who burn away |
| در مایل ها دورتر می سوزند |
the miles |
| چطور شد که اینقدر دور شدیم |
How did we ever get this far |
| اینقدر ها هم که فکر می کنیم نمی تواند دشوار باشد |
It shouldn’t have to be this hard |
| و اکنون برای اوبلین بار در زندگی ام دارم پرواز میکنم |
Now for the first time in my life am flying |
| آیا گرفتار عشق هستیم ؟ آیا شایسته آن هستیم |
Are we in love? do we deserve |
| تا مایه سرافکندگی این دنیای بزرگ باشیم |
To build the shame of this whole world |
| و مثل شب در تاریکی ها پنهان می شویم |
And like the night we camouflage denial |
| چطور شد که راهی به این دوری آمدیم |
How did we ever go this far |
| تو دستم را لمس کردی و ماشین را روشن کردی |
You touched my hand and start the car |
| و برای اولین بار در زندگی ام دارم گریه میکنم |
And for the first time in my life, I am crying |
| آیا گرفتار عشق هستیم ؟ آیا شایسته آن هستیم |
Are we in love? do we deserve |
| تا مایه سرافکندگی این دنیای بزرگ باشیم |
To build the shame of this whole world |
| و مثل شب در تاریکی ها پنهان می شویم |
And like the night we camouflage denial |
سی دقیقه 30minutes Mama, Papa forgive me Out of sight, out of mind Out of time to decide Do we run Should I hide For the rest of my life Can we fly Do we stay We could lose we could fail And the more minutes take To make planer, or mistake 30minutes, the blink of the night 30minutes to alter our lives 30minutes to make up my mind 30minutes to finally decid 30minutes to whisper your name 30minutes to shelter the blame 30minutes of bliss, 30 lies 30minutes to finally decide Carousels in the sky that we shape with our eyes Under shade silhouettes casting Shapes crying rain Can we fly Do I stay We could lose we could fail Either way, options change Chances fail trains derail
مامان . بابا منو ببخشید
خارج از دید . خارج از ذهن
خارج از زمان برای تصمیم گیری
آیا فرار می کنیم ؟
من باید پنهان شوم
برای راحتی زندگی ام
می توانیم پرواز کنیم ؟
می توانیم بمانیم ؟
ممکن بود ببازیم یا نا توان شویم
و دقایق بیشتری نیاز است
برای یک برنامه ریزی اشتباه
سی دقیقه تا چشمک شب
سی دقیقه تا دگرگونی زندگی ام
سی دقیقه تا تصمیمی بگیرم
سی دقیقه تا تصمیم نهایی
سی دقیقه تا زمزمه نامت
سی دقیقه تا دفاع از مقصر
سی دقیقه تا سعادت و سی دروغ
سی دقیقه تا تصمیم نهایی
چرخ و فلک های در آسمان
اینکه با چشمانمان تصور می کنیم
زیر سایه های سیه فام
مانند گریه باران
می توانیم پرواز کنیم ؟
آیا می مانم ؟
ممکن بود ببازیم یا نا توان شویم
به هر حال انتخاب ها عوض می شود
شانس ها از بین می روند و قطار زندگی از ریل خارج می شود
Sacrifice
can you tell me, softly مي توني به نرمي به من بگي
How you'll always haunt me چطور در حق من دوستي خواهي کرد
Can you help me مي توني کمکم کني
Hold me نگهم دار
Come to me now, slowly به آرامي به سمت من بيا
You caress me, smoothly تو به نرمي منو نوازش مي کني
Calm my fears and soothe me ترسهايِ منو آروم کن و به من تسکين بده
Move your hands across me دستهايت را از من عبور بده
Take my worries from me نگراني هايم رو از من بگير
I will sacrifice من فداکاري خواهم کرد
I will sacrifice من فداکاري خواهم کرد
All I have in life تمام چيزهايي که در زندگي دارم
To clear my conscience برايِ اينه که باطنمو پاک کنم
I will sacrifice من فداکاري خواهم کرد
I will sacrifice من فداکاري خواهم کرد
All I have in life تمام چيزهايي که در زندگي دارم
Sacrifice, sacrifice فدا مي کنم
Can you feel me, solely به تنهايي مي توني احساسم کني
Deeper still and wholly تا حدي عميق تر و کامل
With your understanding با درک تو
And your arms around me و بازوانت که منو در بر گرفته
Can you help me مي توني کمکم کني؟
Hold me منو نگه دار
Whisper to me, softly به نرمي با من نجوا کن
Move your hands across me دستهايت را از من عبور بده
Take my worries from me نگراني هايم را از من دور کن
I will sacrifice من فداکاري خواهم کرد
I will sacrifice من فداکاري خواهم کرد
All I have in life تمام چيزهايي که در زندگي دارم
To clear my conscience برايِ اينه که باطنمو پاک کنم
I will sacrifice من فداکاري خواهم کرد
I will sacrifice من فداکاري خواهم کرد
All I have in life تمام چيزهايي که در زندگي دارم
Sacrifice, sacrifice فدا مي کنم
I will sacrifice غرباني خواهم کرد
All I have in life تمام چيزهايي که در زندگي دارم
To clear my conscience برايِ اينه که باطنمو پاک کنم
I will sacrifice من فداکاري خواهم کرد
I will sacrifice من فداکاري خواهم کرد
All I have in life تمام چيزهايي که در زندگي دارم
Sacrifice, sacrifice فدا مي کنم
Freind or foe
Is it too late آيا ديگه خيلي دير شده
Nothing to salvage چيزي براي نجات وجود نداره
You look away به دور دست نگاه كن
Clear all the damage از بين ببر تمام ضررها رو
The meaning to اين به اين معنيِ كه
All words of love تمام واژه هاي عاشقانه
Has disappeared داشتند ناپديد مي شدند
We used to love one another ما خو گرفتيم به اينكه به يكديگر علاقه مند باشيم
Give to each other همديگر رو ببخشيم
Lie under covers so, آنچنان خود را از نگاه ها دور مي كنيدكه
Are you friend or foe معلوم نيست ، دوستيد يا دشمن
Love one another همديگر رو دوست داشته باشيد
Live for each other براي همديگر زندگي كنيد
So, are you friend or foe بنا بر اين دوستيد يا دشمن
Cause I used to know دليلش اينه كه به دونستن آشنا شدم
The promises پيمانها
Hollow concessions امتيازات ِ پوچ
And innocent show of affection و نمايش مظلومانه ي تأثير گذار
I touch your hand من دستت رو لمس كردم
A hologram (يك هولوگرام(يک تصوير سه بعدي
Are you still there آيا اونجا مي موني؟
We used to love one another ما خو گرفتيم به اينكه به يكديگر علاقه مند باشيم
Give to each other همديگر رو ببخشيم
Lie under covers so, آنچنان خود را از نگاه ها دور مي كنيدكه
Are you friend or foe معلوم نيست ، دوستيد يا دشمن
Love one another همديگر رو دوست داشته باشيد
Live for each other براي همديگر زندگي كنيد
So, are you friend or foe بنا بر اين دوستيد يا دشمن
Cause I used to know دليلش اينه كه به دونستن آشنا شدم
Is it too late آيا ديگه خيلي دير شده
Nothing to salvage چيزي براي نجات وجود نداره
You look away از نگاه ها دور مي شه
Clear all the damage تمام زيان ها شفاف بنظر مي آد
The meaning to اين به اين معنيِ كه
All words of love تمام واژه هاي عاشقانه
Has disappeared داشتند ناپديد مي شدند
We used to love one another ما خو گرفتيم به اينكه به يكديگر علاقه مند باشيم
Give to each other همديگر رو ببخشيم
Lie under covers so, آنچنان خود را از نگاه ها دور مي كنيدكه
Are you friend or foe معلوم نيست ، دوستيد يا دشمن
Love one another همديگر رو دوست داشته باشيد
Live for each other براي همديگر زندگي كنيد
So, are you friend or foe بنا بر اين دوستيد يا دشمن
Cause I used to know دليلش اينه كه به دونستن آشنا شدم
|
ربات |
Робот |
| هیچکس و هیچ چیز هرگز چیزی نخواهد فهمید |
Никто ничего никогда не поймет |
| چنین عشق هایی ، عسلی مصنوعی هستند |
Такая любовь, искусственный мед |
| عسلی مصنوعی ، یخی مصنوعی هستند |
Искусственный мед, искусственный лед |
| بهشتی مصنوعی ، بهتر است که خاموش شود |
Искусственный рай, скорее включай |
| و من نمی خواهم به کسی بگویم که عاشق یک ربات هستم |
И я никому не скажу, что я робота люблю |
| عاشق یک ربات هستم ، عاشق یک ربات هستم |
Робота люблю, робота люблю |
| ربات ، ربات ، ربات |
Робот, робот, робот |
| من عاشق تو هستم ، همین را از قبل می خواستیم |
Я тебя люблю, мы так хотели |
| ربات ، ربات ، ربات |
Робот, робот, робот |
| من تو را روشن می کنم و بیا تا پرواز کنیم |
Я тебя включу и полетели |
| ربات ، ربات |
Робот, робот |
| طوفان های الکتریکی در قلبت طغیان می کند |
В твоем сердце электронные метели |
| بیا تا پرواز کنیم ، بیا تا پرواز کنیم |
Полетели, полетели |
| ربات ، ربات ، ربات |
Робот, робот, робот |
| من عاشق تو هستم ، همین را از قبل می خواستیم |
Я тебя люблю, мы так хотели |
| ربات ، ربات ، ربات |
Робот, робот, робот |
| من تو را روشن می کنم و بیا تا پرواز کنیم |
Я тебя включу и полетели |
| ربات ، ربات |
Робот, робот |
| طوفان های الکتریکی در قلبت طغیان می کند |
В твоем сердце электронные метели |
| بیا تا پرواز کنیم ، بیا تا پرواز کنیم ، بیا تا پرواز کنیم |
Полетели, полетели, полетели |
| چنین عشق هایی پروازی مصنوعی هستند |
Такая любовь, нереальный полет |
| عسلی مصنوعی ، یخی مصنوعی هستند |
Искусственный мед ,искусственный лед |
| چنین عشق هایی ، خنده ای مصنوعی هستند |
Такая любовь, искусственный смех |
| برفی مصنوعی هستند و تمامشان مثل یک رویاست |
Искусственный снег, и все как во сне |
| ربات ، ربات ، ربات |
Робот, робот, робот |
| من عاشق تو هستم ، همین را از قبل می خواستیم |
Я тебя люблю, мы так хотели |
| ربات ، ربات ، ربات |
Робот, робот, робот |
| من تو را روشن می کنم و بیا تا پرواز کنیم |
Я тебя включу и полетели |
| ربات ، ربات |
Робот, робот |
| طوفان های الکتریکی در قلبت طغیان می کند |
В твоем сердце электронные метели |
| بیا تا پرواز کنیم ، بیا تا پرواز کنیم ، بیا تا پرواز کنیم |
Полетели, полетели, полетели |
نوشته شده توسط بهزاد تاتو در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386
مصاحبه ای با تاتو ( مصاحبه از تاتو )
اولین مصاحبه یولیا بعد از ازدواج ( اخبار گروه تاتو(news) )
اولین مصاحبه یولیا بعد از ازدواج
عشق بین یولیا ولکوا و پرویز تاجر ۲۲ ساله,چیزی که با یک ازدواج مخفیانه تکمیل شد,تبدیل به بیشترین موضوع بحث در میان عموم مردم شده است.
یولیا که بخاطر خلق و خوی راحتش معروفه,وقتی که توضیح داد که در سن 22 سالگی عشق ابدی خودشو پیدا کرده همه رو حیرت زده کرد.
در پیشرفت ناگهانی که منجر به تشکیل خانواده شد,یولیا و پرویز حتی نگران این نبودند که یه دختر حامله این وسط وجود داره...(Masha Veber خواننده سابق گروه "Tutsi", همسر اول پرویز)
دوست مشترک یولیا و پرویز باعث آشنایی این دو شد-روز مهمی که یولیا در تموم زندگیش یادش میمونه...
یولیا به یاد میاره:"به کافه رفتم فقط برای اینکه کارتهای ورود به جشن Music Awards رو بردارم.همون موقع بود که من و پرویز با هم آشنا شدیم.رک بهتون بگم,همون لحظه ازش خوشم اومد و به سرعت چیزهای مشترکی تو همدیگه پیدا کردیم و ملاقاتامون شروع شدند.ما دو تا دوست صمیمی شدیم و هر روز که میگذشت میفهمیدم که دارم عاشق میشم."
اون موقع خود یولیا هم نمیتونست تصور کنه که دوست تازه وارد اتفاقیش در عرض کمتر از یک سال همسر شرعی و قانونی اون میشه.اون موقع دوستی فاسد یولیا و ولد در اوج خود بود.
یولیا در حالی که با چشمانی دوست داشتنی به شوهر خود نگاه میکنه ادامه میده:"چیز جالبتر اینکه من همیشه خوشحال بودم,میرقصیدم,ولی پرویز همیشه یه گوشه آروم مینشست و منو نگاه میکرد.ما مثل "جمع" و "تفریق" هستیم,ما مکمل هم هستیم.ما عاشق هم شده بودیم و فقط به همدیگه فکر میکردیم."
اگه دست تقدیر نبود,این داستان میتونست تموم بشه چیزی که در تور برای یولیا اتفاق افتاد.بعد از یک کنسرت سخت,خسته در هتل,یولیا ناگهان احساس کرد که میخواد با پرویز صحبت کنه.صحبت با یک مرد راجع به مسائل مربوط به رابطه ای سست و لق.
ولکوا میگوید:"شماره شو از الگ گرفتم و بهش زنگ زدم.ساعتها با هم صحبت کردیم.بعد از بازگشت به مسکو,با هم قرار گذاشتیم ولی حتی قادر به این نبودیم که از هم جدا بشیم.با اینکه میدونستم یه زن حامله داره,با اینکه میدونستم خانواده داره.ولی برام روشن شد که همه چیز همون طوری اتفاق میفته که باید بیفته.آخرین دلیل عشق من به پرویز این بود که نمیتونستم از ذهنم خارجش کنم حتی برای یک ثانیه.در همه وقت و همه حال فقط به پرویز فکر میکردم."
عشق
ستاره جوان میگوید:"حتی وقتی که با ولد بودم فکرم پیش پرویز بود.به جرات میشه اسم این احساس رو عشق گذاشت.احساسی به اون داشتم که نسبت به هیچ کس نداشتم,احساسی که سالیان سال به هیچ کس نداشتم."
یولیا خوشحاله که چیزی که مدتها در درون مردها جستجو میکرده بالاخره در وجود پرویز پیدا کرده.یولیا میگه:"وقتی در کنار پرویز هستم احساس میکنم که کنار یک دیوار سنگی ایستاده ام."
یولیا توضیح میده:"من میدونم که پرویز همیشه از من محافظت میکنه,کنار من میمونه و از من حمایت میکنه و این چیزیه که بیشتر از همه چیز دوست دارم.الان ولد رو به ندرت میبینم.بیشتر سرش گرم اون کسیه که بخاطرش رابطه مون به هم خورد.نه,سرزنشش نمیکنم ولی فکر میکنم احساس غریبی بود,احساسی که نمیتونم با کلمات راجع بهش توضیح بدم.در حال حاضر من در بهشت زندگی میکنم."
یولیا به یاد میاره:"ولد خوشکله,خوشتیپه,ولی بیشتر از هر چیز خودشو دوست داره.و چیز دیگه ای که باید بگم اینه که پریشانی و ناراحتی Masha Veber اصلا برای من مهم نیست و همینطور برام مهم نیست که راجع به من چی میخواد بگه.وجدان من راحت و آسوده س."
یولیا به تقدیر و سرنوشت خیلی معتقده:"آسمان ما دو تا رو به هم رسوند و ما خوشحالیم که میتونیم با هم عشق رو تجربه کنیم,چیزی که خیلی از آدما حاضرن بخاطرش زندگی خود را فدا کنند
نوشته شده توسط بهزاد تاتو در جمعه دهم فروردین 1386
زن دوم ؟؟؟؟؟؟؟؟ ( اخبار گروه تاتو(news) )
همسر یولیا یک زن و یک بچه دارد.
خواننده گروه تتو به "Z" اعتراف کرده که اولین همسر پرویز 22 ساله نیست.
2 سال پیش,Masha Veber ,یکی از اعضای قبلی گروه "Tutsi" در مقابل افسون این مرد از پا در آمد.
این خواننده نه تنها با پرویز در مراسم ازدواج اسلامی عهد زناشویی بست بلکه برای او یک بچه هم آورد که الان شش ماهه می باشد.
صحبتهای حول و حوش ازدواج غیر قابل قبول یولیا خاموشی نداره,وقتی حقایق تکان دهنده برملا شد,باعث شد که افراد نزدیک به یولیا خود را عقب بکشند.یولیا زن دوم پرویزه!

Masha
پرویز حدود یک سال با ماشا زندگی میکنه و یک پسر نیز در دامن اونا بزرگ میشه.داستان عشق این دو خواننده دوست داشتنی(ماشا و یولیا) و یک مرد(پرویز) تقریبا جزئیات یکسانی داره.
درست مثل ولکوا,قبل از دیدن پرویز,ماشا یک مسیحی بود.ولی بعد از چند ماه دوستی با پرویز ماشا به شدت عاشق پرویز شد,چیزی که باعث شد که با یک مراسم اسلامی همسر پرویز شود.در نهایت این خواننده گروه محبوب را بخاطر عشق خود ترک کرد.
دوست صمیمی ماشا به "Z" گفت:"ماشا خودش به پرویز گفت که واسه همه چیز آماده س" ادامه میده:"پرویز به طور خصوصی با یک ملا مذاکره کرد و به خونه شون اومد و عمل نکاح رو بالای سرشون انجام داد."
ولی شادی برای مدت طولانی دوام نیافت.وقتی که ماشا از ازدواج یولیا ولکوا و پدر بچه خود باخبر شد به افسردگی شدید مبتلا شد.بنا به گفته نزدیکترین دوست او,اخیرا به عشق بین این دو شک کرده بود ولی فکرشو نمیکرد که این موضوع تا این حد پیش بره.ولی اون تنها کسی نیست که حق ازدواجی پرویز باشه.
در حال حاضر,او و پسرش با همدیگه در آپارتمان متعلق به پرویز در مرکز مسکو زندگی میکنند.
به هر حال,با تمام سرزنش ها و اعتراض های موجود درباره عشق دختر تتو,بنا به گفته های بزرگان دین اسلام هیچ چیزی که سزاوار سرزنش باشه تو این ازدواج وجود نداره!
بنا به گفته های اونا یک مرد مسلمون تحت شرایطی حق داشتن چندین زن رو داره!
Tvoy Den, Russia
منبع:Tatysite.net
نوشته شده توسط بهزاد تاتو در دوشنبه ششم فروردین 1386
دانلود ( دانلود اهنگ,جشن,مصاحبه,خبر تصویری(download) )
|
این هم یه دانلود از تاتو که خودم هنوز دانلود نکردم (بخاطر سرعت پایین)و نمی دونم چیه؟؟؟؟؟ هرکی دانلود کرد بیاد بگه |
این هم چند تا عکس قشنگ از تاتو که رو صفحه سایت بود و یه کمی قدیمیه.مجموعه این عکسها رو می تونید تو این صفحه ببینید
http://www.esnips.com/web/behzadtatu2000sPhotos
برای دیدن هر عکس بر روی ان کلیک کنید
نوشته شده توسط بهزاد تاتو در دوشنبه ششم فروردین 1386
عکس ( )
این هم عکسهای تاتو در جشن تولد Alexei Mitrofanov در Golden Palace Casino واقع در
مسکو .این ... کنار یولیا هم همون پرویز
http://www.4shared.com/file/12815063/23713e11/tatu_at_the_birthday_party_of_alexei_mitrofanov_03.html
http://www.4shared.com/file/12886976/5a740dcf/taty__1_.html
http://www.4shared.com/file/12886982/da81d519/tatu.html
http://www.4shared.com/file/12886980/348fb435/taty.html
نوشته شده توسط بهزاد تاتو در شنبه چهارم فروردین 1386
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
yulia.blogfa.com
The Template Designed By behzad heidari@
www.yulia.blogfa.com
